زبانحال سیدالشهدا در شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
ای آفـتاب روشـن شب های کربلا پیـغـمـبر دوباره صحـرای کـربلا ای از تـمـام آدمـیان بـرگـزیـدهتـر نوح و خلیل و آدم و موسای کربلا یک کاروان به عشق نگاهت اسیر شد گیسو کمند خوش قد و بالای کربلا آب فرات و علقـمه و گـنبد حسین یا تل زیـنـبـیـه و هر جـای کـربلا هرچند دیدنیست ولی دیدنیتر است پـائـین پـای مـرقـد آقــای کــربـلا نزدیکتر به مرقد آقاست جای تو پائـین پـائی و همه پـائـین پـای تو حالا که میروی جگرم را نگاه کن این چشمان محتضرم را نگاه کن در این لباسها چقـدر دیدنی شدی زینب بـیا بـیا پـسـرم را نگـاه کن من پیر و تو جوان کمی آهستهتر برو افـتـادگی بـال و پـرم را نگـاه کن باور نمیکنی که علی پیـرتر شدم پیـشم بیا و موی سرم را نگاه کن اصلا بیا بجای تـمـنّای جـرعـهای شرمنـدگی چـشـم ترم را نگاه کن بعد از تو فصل، فصل دلم بیقرار شد بعد از تو خاک بر سر این روزگار شد |